تبلیغات
دست زمونه - تلخ و شیرین - داستان روز

بازدید كنندگان محترم اگه مطلب یا درد دلی دارین برای ایمیل وب بفرستید
تا براتون بزارم رو وب . با تشكر

علی

جستجو

 

داستان روز

چهارشنبه 21 بهمن 1388   03:53 ب.ظ


نوع مطلب : عمومی ،

پدر روزنامه می‌خواند اما پسر كوچكش مدام مزاحمش می‌شود. حوصله پدر سر رفت و صفحه‌ای ازروزنامه را كه نقشه جهان را نمایش می‌داد جدا وقطعه قطعه كرد و به پسرش داد..

«بیا! كاری برایت دارم. یك نقشه دنیا به تو می‌دهم، ببینم می‌توانی آن را دقیقاً همان طور كه هست بچینی؟» و دوباره سراغ روزنامه اش رفت. می‌دانست پسرش تمام روز گرفتار این كار است. اما یك ربع ساعت بعد، پسرك با نقشه كامل برگشت.

پدر با تعجب پرسید: «مادرت به تو جغرافی یاد داده؟» پسرجواب داد: «جغرافی دیگر چیست؟ پشت این صفحه تصویری از یك آدم بود.

 

وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم، دنیا را هم ساختم!!!


نوشته شده توسط : علی